آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, October 17, 2007
آقای کارفرما زنگ زده که همين الان خودتونو برسونين اينجا، نجارا منتظرن، میگن شما بايد ديتيل اجرايی اين طرح سقف رو بکشين که اينا بتونن برن بسازن. منم هی به مغزم فشار ميارم که آخه من از اساس واسه سقف اين بابا طرح نزده بودم که! اما طرف اصرار و پافشاری که نه، شما طرح زدين، کلی هم خوبه طرحتون، اينا میگن بايد ديتيل بدين. خلاصه ما هم در کمال تعجب و شگفتزدگی از آلزايمر ناگهانیای که دچارش شده بوديم پاشديم رفتيم سر ساختمون. آقاهه هم با سرافرازی تمام لپتاپشو آورد و سیدی طرحای من رو گذاشت و طرحه رو آورد که: بفرمايين، ايناهاش، من میخوام دقيقا همينو بسازين برام. که يه هو دوزاری بنده افتاد: نه که داشتم نصف شب طرحای اينو تریدی میزدم، بس که خوابم ميومد حوصلهی آبجکت نورپردازی وارد کردن و متريال دادن و الخ نداشتم از اساس. اينه که يه باکس کشيدم و لبههاشو چامفر کردم و يه سلفايلومينيشن هم دادم بهش، بعد چپونيفایش کردم تو سقف، انصافا خوشگل هم شد. ولی خوب از اساس هويت-لس بود، يعنی نه لامپ بود، نه فريم بود، نه صفحه بود، کلا فقط يه «چيز» بود. بعد حالا اين آقا وسط اون همه، صاف دست گذاشته بود رو اين «چيز»ه که میخوام همينو بسازين برام! آقا نجارای طفلی هم هر چی نگاه کرده بودن، خوب طبيعتا چيزی سر در نياورده بودن و گفته بودن بگين خودش بياد ديتيل بده. حالا هی من میگفتم آقای کافرماجان، قربون اون بیامو ی خوشگلت برم، ما نمیتونيم اين کِروها رو با امدیاف در بياريم، میگفت نمیدونم، من همينيو میخوام که تو طرحه! آخرش مجبور شدم بگم که من اين طرح رو بر اساس يه کاتالوگ خارجی زده بودم براتون، حالا به شرکتشون ميل میزنم ببينم میتونن برامون بفرستن يا نه!!! فقط احتمال داره هزينهی شيپينگش يه خورده بالا دربياد! اون بچه هم علیرغم بیامو-ش به محض اين که بحث قيمت اومد وسط، رضايت خاطرش يه هو جلب شد که بريم از همين لالهزار خودمون يه «چيز»ی مشابه طرحه پيدا کنيم بخريم براش.
نتيجهی منطقی اين که در تریدی سَمبَلکاری نکنيد، چون هزينهی شيپينگش زياد میشه! |
گفتم اين بيسكوييت گاز زدهه* چيه اون بالا؟
گفت كارفرما راهپلههای شركتو داشت ميومد بالا كه كارشو بگيره و ببره، منم داشتم آخرين پنجره رو بولين می كردم، زدو بد بولين شد.
اما ديگه كار از كار گذشته بود، كارفرما اومده بود تو و از همين كار خوشش اومده بود.
بعضی ساختمونا رو هم كه میديديم، يهو يه شباهت عجيبی بين در و پنجرههاش با اون سمپلهايی كه تو اون سیدیِ بود حس میكرديم!
میخواستم دو تا مطلب رو جدا بذارم، گفتم بذار يكی بشه شايد ركورد اين ساسانه رو بزنيم.
* كپیرايت: د.ك.