آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, December 20, 2007
همينجور مشغول غصهخوردن از بابت حرفای آقای فاز دو بودم که آقای دوستم شروع کرد به توضيح که: الاغ جان، اين استراتژیشه، بیخود کرده اين حرفا رو بهت زده. گفتم نه بابا، ديگه اون دفعه آخری مواضعمون رو کاملن کلير کرديم، اصلن قصد سوء نداشت، حرفاش کاملن برادرانه بود! گفت برو بابا تو چهقد خری. من يه مَردم بهتر میدونم. اون تا حالا سه مرحله رو بازی کرده تا اينجا، حالا تازه دو مرحلهی ديگه در پيش رو داری! خلاصه هر چی ما گفتيم بابا اين مقاصد سوءش رو قبلن عنوان کرده بود، الان ديگه بیخيال شده، آقای دوستجان ما رو به اين نتيجه رسوند که آقای فاز دو الردی در فاز سه به سر میبره و تازه هنوز فاز چار و پنجی هم باقيه!
انیوی، حالا بايد بشينم منتظر ببينم فاز چار و پنج به مرحلهی اجرا میرسه يا نه، بعد تصميم بگيرم که از دست خودم غصه بخورم يا نه! ولی خدائيش اگه اينجوری باشه که آقای دوستم میگه، خيلی بیشعورن اين آقاهايی که واسه مقاصد فوقالذکر اينقد آدمو جلو خودش ضايع میکنن! بابا خوب میتونستيم در مورد خود مقصده حرف بزنيم؛ چرا من آخه؟!! |
2. آقایون جون تو جونشون کنی آقایونن!
3. حالا کاش دماغ قابل عرضی داشتن و این همه روش حساس بودن. من با این دماغ این همه اعتماد به نفس کاذب دارم. والا با این نوناشون.
اما، با نظر آقاي دوستم صد در صد موافقم. دليلش هم يك اصل ثابت شدهي علميه: اگر مردي در مقطعي از زندگي به شما «از اون لحاظ» نظر داشته باشد، هرگز و هرگز تبديل به «از اين لحاظ» نخواهد شد. استثناء هم نداره
گل های رضاییه رفتم. ولی گمان نمی کردم ساندویچ داشته باشه. مطمئنید دیگه؟ تا آنجا نرویم و به دیوار اصابت کنیم یک وقت!
حرف این آقای اسموسیس را، آن حرف آخرش را ما هم خواستیم بزنیم، دیدیم ایشان گفته اند غلاف کردیم. به هر حال جدی بگیریدش.
به خانم نازلی بگویید آن که می گویند "جون به جون" است. "جون تو جون" مورد نظر ایشان احتمالن ناظر به مفهوم متفاوتیست.
پ.ن: این بامداد حواس نمی ذاره واسه آدم که.
سر این "لحاظ" ها که هیشکی بحث نداره که!
خودشونم ندارن حتا!