آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, December 17, 2007
روابطی هستن در زندگانی، که بسکه هوشمندانه بر پايههای تخماتيک بنا نهاده شدهن، و بسکه سرشار از سوءتفاهمهای متقابل هستن، و بستر که تمام فراز و فرودهاشون(ايف در انی!) در بستر نبوغی تخماتيک شکل گرفته، هيچ اسم ديگهای نمیتونن داشته باشن جز «سوء رابطه»!
يک سوء رابطه به اين ترتيب شکل میگيره که اول که وبلاگشو میخونی با خودت فک میکنی: هاها، خله اين بشر رسمن! بعدتر مثلن شروع میکنين به چت کردن در شرايطی که مطمئنين هرگز در زندگی همديگه رو نخواهيد ديد. اين در واقع پوينت اصلی سوء رابطهست. همچنين طرفين بايستی از مقادير قابل توجهی بیشعوری، پَستی، کوچهی علیچپ، نبوغ، حضور ذهن، بداهه-گلواژه-سرايی، توانايی هيچچيزی را به روی خود نياوردن و اصولن از کنار همه چيز رد شدن برخوردار باشن. طی يک س.ر. میشه مراحل مختلفی رو طی کرد، از امتحان لحن پُستنوشتهها گرفته تا يک هفته به جای اون يکی وبلاگنويسی و چتتانگو و الخ. در چنين سوء روابطی، وقفههای طولانی از اصول بديهی به شمار مياد و استفادهی ابزاری طرفين از همديگه از جمله عوامل بقای س.ر. ست. کلا ازونجا که يک سوء رابطه در فضای منفی شکل میگيره، بنابراين هيچ نيازی به مکان و زمان فيزيکی نداره و اصولن میتونه تا ساليان سال حتا بدون نياز به وجود طرفين برای خودش ادامه پيدا کنه. گاهی اشتباهن شرايط به شدت عوض میشه و طرفين تصادفن سالی دو هفته در زير يک آسمان به سر میبرن! نگران نباشين. يک سوء رابطهی پرفکت اصلن حضور فيزيکی طرف رو شرايط ويژهای تلقی نمیکنه و کمافیالسابق به شيوهی دائما موقت خودش ادامه میده. در اين برهه از رابطه، ابر و باد و مه و خورشيد و فلک همگی دست به دست هم میدن تا سوء رابطه از سطح خلخليسم تنزل نکنه و خدای ناکرده کلمهای حرف جدی از دهان طرفين بيرون نياد. به همين دليل در طول برههی مذکور، تی.آی. پشت تی.آی.ه که فوران میکنه و اگه يه آدم باحوصلهای پيدا میشد، میتونست با نُتبرداری از ديالوگها و رفتارها و اتفاقها واسه خودش ريچارد براتيگانی، کالوينويی، وونهگاتی چيزی بشه. در همينجا از حضور خوانندگان محترم خدافظی میکنم و کلمهای در باب سطح فرهنگی اين سوء رابطه توضيح نمیدم! |
يعنی طرف اگه ديگه خيلی عاشق بشه قطعن تقديرش زخم معده ست، ولاغير!
تنها فرق ما با این یادداشته اینه که ما جای یه هفته یه ماه نوشتیم و هیشکیییییییی نفهمید جاهامون عوض شده!
بعد یه خورده خیلی بیشتر از دوسه بار در سال زیر یک آسمون بودیم!
اون وقتا البته، نه الآن که دیگه جدی آسمونا فرق داره!