آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, July 16, 2008
همينجوری که داشتم جريان اين سواپپارتی رو میخوندم، به اين فکر میکردم که چههمه اوضاع فرق میکرد اگه میشد آدما رو هم سواپ کرد. اگه میشد دوستا و آشناها و فاميلهای بهدردنخور رو داد جاشون آدمای بهدردبخور گرفت، به دلخواه و به مقدار لازم.
فک کن! طفلی خداهه تمام پلان مقطعهاش به هم میريخت. عوضش گمونم نماهاش کلی درستحسابی از آب درميومد. بعد همينجوری داشتم فکرتر میکردم که کيا رو حاضرم بدم جاشون کيا رو بگيرم، ديدم اوه اوه، عجب بازار مکارهای میشه. همون بهتر آدم تا جايی که ممکنه حق انتخاب نداشته باشه! يعنی اصن اين جبر جغرافيايی-حالا تو بگير جبر زمانه و محيط و شرايط و الخ- چههمه باعث میشه آدما کمتر از هم گله کنن، کمتر دلخور شن، کمتر انتظارای عجيب غريب داشته باشن. چرا؟ چون يه سری شرايط دست خودشون نيست و کاریش نمیشه کرد. که اگه میشد کاریش کرد میبايست فاتحهی بخش عظيمی از روابط رو خوند به سلامتی. اصلن زنده باد مجبور بودن و معذور بودن و کليهی نتوانستنهای محيطی و محاطی؛ نه؟ |
|
Comments:
همان بهتر نشود آدمها را سواپ کرد. ما را رد می کردید می رفت بعد خریدار پیدا نمی شد دلمان بد می شکست.
تکبیر !
Post a Comment
|