آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, February 9, 2009
«اغراق نيست بگوييم اگر گرترود استاين شخصا وجود نمیداشت لازم بود که چنين شخصيت تأثيرگذاری حتما اختراع میشد.»*
بعضی آدمها نه که بد باشندها، نه، خوبند؛ دوستشان هم داری حتا، زياد؛ اما بودنشان يکنواخت است. شيبِ منحنیِ حضورشان هميشه ثابت است آنقدر که گاهی يادت میرود اين آدم هست، همين نزديکیهاست. بعضیها اما آنقدر حضورشان پررنگ است و شارپ است و دستقویست، که يک لحظه حواست پرت نمیشود از بودنشان، از هستنشان. آنقدر رگ خواب زندگیات را خوب ياد میگيرند که اصلن يادت میرود دنيا قبل از آنها چه شکلی بوده چه جوری میگذشته. يعنی میخواهم بگويم بعضی آدمها آنچنان بلدند روی تو، روی اطرافيانشان تأثير بگذارند آنچنان بلدند افسار حس آدمها را بگيرند دستشان، که باورت میشود دنيا بیآنها بیشک چيزی کم داشته. بايد کلی راه رفته باشی راهنوردی کرده باشی غبار زندگی از تن تکانده باشی تا بتوانی اينجوری رد پايت را حک کنی توی دل و جان آدمهات. * کتاب من و ديگری -- احمد اخوت |
می گویم ها اصلن هر آدمی باید آیدای خودش را داشته باشد که بخواندش که بعد حس کند چه همه خوشبخت است از این داشتنش
بعد نتیجه حاصل می شه من خیلی خوشبختم اوهوم بعله
موچ
می گویم ها اصلن هر آدمی باید آیدای خودش را داشته باشد که بخواندش که بعد حس کند چه همه خوشبخت است از این داشتنش
بعد نتیجه حاصل می شه من خیلی خوشبختم اوهوم بعله
موچ