آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, February 26, 2009
يه ليوان گنده ويسکی و يخ بخور و بخواب. صبح همو میبينيم تو بيمارستان. ابليس چيزیش نمیشه.
نشستهم به خيال خوش، تمام روز رو به استراحت، مشغول پرتقالخوری که رامين زنگ میزنه. از کاميار خبر داری امروز؟ نه، اسب شده اساماسهامو جواب نمیده. آره منم ديدم اساماس جواب نمیده زنگ زدم مازيار گوشی رو برداشت، گفت بردنش آیسیيو. برق سه فاز. زنگ میزنم به مازيار. صداش خوب نيست. توضيح میده که ديشب چی شده و الان تو آیسیيويی و توضيحتر میده که برم بيمارستان هم راهم نمیدن و بهتره صبر کنم تا فردا. بیحوصلهست. هميشه از مردهايی که صداشون جدی و بیحوصلهست میترسم. قطع میکنم. دو ثانيه بعد نويد اساماس میده مخ ابليسو بزن بريم کيک و چايی. هه. اشکام ميان پايين. جواب میدم آیسیيوئه، گمون نکنم بياد. جا میخوره بچه. براش تعريف میکنم چی شده. اساماس میده نگران نباش، رفتم گوگل کردم، چيزی نيست، زود خوب میشه. میرم گوگل میکنم، نگرانتر میشم. بد نوشته. سولماز زنگ میزنه که مغز و اعصاب بيمارستانه يه خورده خره. خودمم شنيدهم راستش. توی دلم خالی میشه. دستم میره سراغ تلفن، صدای مازيار يادم مياد، پشيمون میشم. کاش حامد تهران باشه. خواهر کوچيکه زنگ میزنه يه سری اطلاعات میده بهم. توی دلم ديگه خالی شده به کل. قطع میکنم. میرم بيمارستان. آقای پذيرش مهربونه. میذاره با پرستارش حرف بزنم لااقل. پرستاره هم مهربونه، با کلی حوصله جواب سؤالامو میده. چيز زيادی به اطلاعاتم اضافه نمیشه. زنگ میزنم خونه به هوای پيدا کردن حامد. مامانت میگه حامد تهران نيست. مامانت هم کلافه و بیحوصلهست. از آدمای کلافه و بیحوصله میترسم. قطع میکنم. کاش حامد تهران بود. نويد خبر میگيره. میخوای بيام بريم قدم بزنيم؟ گريهمه. کل امروزو بیهوش بودی. فک میکردم سرسنگينی باهام که جواب اساماسمو ندادی. بابا زنگ میزنه که بيام بيمارستان پيشت؟ نه، دارم برمیگردم خونه. بغضمه. فک کرده بودم ديروز هم الکی گفتی که مريضی. پرستاره گفت به کل بیهوشی. رامين زنگ میزنه. براش تعريف میکنم. حرف زدنم نمياد. توی دلم خاليه. قطع میکنم. تا همين يکی دو ساعت پيش دنيا چه امن و امان بود. رضا میگه تنهايی غصه نخوريا، مام هستيم. میدونم. پرستاره اما گفت تمام امروزو بیهوش بودی. يعنی امروز هيچ حواست بهم نبوده. قبول نيست. نامرديه. تلفن هی زنگ میزنه. تو نيستی. قطع میکنم. |
engari tarafe shoma garde andooh to hava boodeh ,mesile inja ke manam
inja ke daram khes kehs mikonam
ta shayd bikhyal she
دوستهاي تو مسلما آدمهاي خوبي هستن كه آدم نگران سلامتشون ميشه. آرزو ميكنم هر چه زودتر نگرانيهات بر طرف شه.