|
Saturday, February 21, 2009
 تریسام يا بيشتر؟
میبينی؟
حتا در خلوتنويسیهامان برهنهنويسیهای خصوصیمان هم کسی چيزی نشسته تهِ ذهنِمان، قرص و محکم، که بگويد اسم واقعی طرف را ننويس. هينت نده زياد. همهچيز را نگو. خوب میدانيم خلوت خصوصیمان است و چفت و بست دارد و قفل و کليد هم، اما يک آدمِ مارگزيدهای هست آنتو، که دست از دستبهعصايی برنمیدارد و بیکه به زبان بياورد هميشه به فکر اين است اگر روزی کسی گذارش به اينجا افتاد چه. که اگر روزی دنيا بر اين پاشنه نگشت که الان دارد میگردد چه. که اصلن گاهی وقتها خيلی وقتها اين خواننده/خوانندهی احتمالی است که تصميم میگيرد تو چی بنويسی چه جوری بنويسی.اينجوری میشود که هميشه پای آدمی آدمهای ديگری در خلوتهامان تنهايیهامان بسترهای دونفرهمان هست، بیکه اعتراف کنيم مدتهاست پذيرفتهايم اين حضورِ مدام شخص ثالث شخصهای ثالث را.
میخواهم بگويم يک همچين کار سختیست برهنهنويسی.
|
حمید پرنیان
میبینم که این فقط من نیستم که چنین احساسی دارم.