آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, February 3, 2010
تصميمناپذيریِ طاقتفرسای بارِ هستی
اندروييدهای فيلم 2046 وونگ کاروای، توان هيچگونه تصميمگيری ندارند. امکان پاسخدادن ندارند. امکان کُنِشورزی در قبال هيچ اتفاقی را ندارند. اندروييدها مدام پاسخدادن را به تعويق میاندازند. اين تنها کنش اين موجودات در قبال اتفاقات زندگیشان است. ملال مدام. عدم قطعيت مدام. کنشناورزی مدام. بیفرجامی مدام. هنگکنگ پس از خروج از سيطرهی بريتانيا، تا سال 2046 همچنان در اجارهی چين است. 99 سال در اجارهی آدمی ديگر بودن. به واسطهی اين تاريخ، «زمان» در هنگکنگ ماهيتی استعلايی دارد، «زمان عاريهای». اين کشور تا سال 2046 به خودش تعلق ندارد. سالها انتظار میکشد تا سی و شش سال بعد، برسد به سال صفر، برسد به نقطهی صفر خودش. شده سالها انتظار بکشی تا برسی به سال صفر خودت؟ راهروهای تنگ. قابهای بیمرکز. احاطهی فضای بیمصرف در ميزانسنها. لباسهای پوشيده و تمنای عريان. آدمهای وونگ کاروای در يک تعليق دائمی، در يک انتظار هميشهگی به سرمیبرند. اين آدمها در ميان بازههای زمانی تاريخشان اسير شدهاند. امکان برونرفت از زمان برایشان ناشدنیست. آدمهای کاروای هيچ کنشای از خود نشان نمیدهند. هيچ تصميم قاطعانهای نمیگيرند. نمیتوانند که بگيرند. آدمهای کاروای ميانِ پرانتزهای تقديرشان محبوساند. اسلوموشنهای مدام. تعليقهای مدام. نرسيدنها و نشدنهای مدام. آرزوهای مدام. در اضطرار تاريخی هنگکنگ، زمان عاريتیست. هيچ چيز از آنِ تو نيست. تن دادهای به يک پرانتزِ دائمی. آينده ميانِ هيچ دو پرانتزی جاگير نمیشود. آينده را از دست میدهی. قدرت تصميمگيری برای آينده را از دست میدهی. میشوی آدمِ اتفاقهای کوچک، تصميمهای کوچک، پريدن روی شاخههای کوچک. میشوی آدمِ انتظار مدام، تعليق مدام، بیفرجامیِ مدام. صبر کردن تا سال 2046 غرامتیست که بايد بپردازی برای رسيدن به 2047. تاوان سنگينیست؛ نيست؟ |
Man Ye modat tu Gooder Followet kardam...taze fahmidam
***
jahan e kuchak.