آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, April 30, 2010
بالاخره يه صبحانهی صبحِ جمعهایِ دمِ خونهمون با بيکن واقعنی. با آفتاب تنبل و سکوت روی تراس و هوای مِلو و اسپرسوی پر از شير. آدم وقتی پياده بره صبحانه بخوره و برگرده، برگشتنی يه حسی داره تو مايههای خوشا به حالت ای روستايی.
|
به طور کل آخرش نیش آدمی را باز می کرد.
مرسی.
قربونت برم اونكه ديگه اسپرسو نمي شه