آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, April 1, 2011
در راه بازگشت به شهر موهایم را از ته ماشین کردم. دلم میخواست چیزی از وجودم را بکَنَم بریزم دور. یکجور انتقامِ آیینی. ما زنها رسم خوبی داریم. زمانه که سخت میگیرد، شروع میکنیم به کوتاه کردن. ناخنها، موها؛ حرفها، رابطهها.
خاطرات خانهی ییلاقی --- ویرجینیا گلف Labels: las comillas |
:-)