آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, February 26, 2012
26
قرصها را شروع کردهام. تهوع دارم، مدام. صبح رفتم دانشگاه، کلاسهای بعدی را پیچاندم اما، برگشتم خانه.
دیروز روی دیوار نوشته بودم:
«یک جنین یکماهونیمه نشسته وسط دستگاه گوارشم
گوش سمت چپش را میخارانَد،
لئونارد کوهن "اولد آیدیاز"ش را میخوانَد،
و سرم
صدای ماشینِ لباسشویی میدهد،
همچنان.»
امروز جنین آمده بالاتر، درست وسط جناغ سینهام، داغ و ترش است، از صدای ماشین لباسشویی اما خبری نیست. گاهی هُرهُر موتورخانه را میشنوم، لباسشویی اما نه. دارم تلاش میکنم سرپا بمانم. جوجهکباب درست کردهام با کتهی آغشته به کره. بوی پلو خانه را برداشته. کاش یکی جوجهها سیخ میکشید. دلم چههمه آبپرتقال تازه میخواهد. Labels: یادداشتهای روزانه |
|
Comments:
Post a Comment
|