آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, July 3, 2012 از فصول میانی: صدا کن مرا، صدای تو خوب است. آخخخخ که صدای تو خوب است. سرخپوست میگوید: سلام آیدا جان. سرخپوست میگوید: روز بهخیر آیدا جان. سرخپوست میگوید شب خوش آیدا جان. اگر میگفت «آیدا» باز کورسوی امیدی بود، اما «آیداجان»؟ هیچرقمه راه ندارد. ای داد.. Labels: روزنگار شکستهدلی |
آیا کسی هست مرا یاری کند جوری بنویسم تا معلوم نباشد دارم حسادت می کنم ؟!
هست آیا ؟!
اگر هست بفرماید ( خوش به حالت . خوش به حال دلت ) را چگونه می شود نوشت تا کسی نفهمد اینهم نوعی حسادت است .
اصولن متخصصان فن که به اینجا زیاد رفت و آمد می کنند و متخصص دیدن دم خروس از لابلای قسم حضرت عباس می باشند ، بفرمایند چه باید کرد در اینگونه موارد . چه خاکی بر سر کرد باید تا حکایت از حسادت نکند .
به حضرت عباس جدی عرض می کنم . کسی هست آیا ؟ هل من ناصر ینصرنی ؟!
آن موقه هایی که اسم آدم را هم هی سعی می کند حتی نگوید...
شاید آیدای خالی یا آیدا جون به زبونش نمی گرده اینطوری میگه