آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, July 9, 2012
پاچهباقلاهایی که از رشت خریدیم هنوز مانده همین رو. یک روز باقلاقاتق درست میکنم بالاخره. دلم یک میز گرد میخواهد که هیچجا پیدایش نمیکنم. گرد و کهنه و قدیمی. میز آشپزخانه به نظرم باید رنگش روشن باشد و چارگوش، آن را هم پیدا نکردهام هنوز. کاش لااقل نیمکتهای تراس زودتر آماده میشد. امروز باغچه کمی جان گرفت. نمیدانستم اینهمه آب میخواهد. دوشگرفته و نمدار و گرسنه نشستهام توی یک پیراهن گلدار و بوی شامپو و لوسیون میدهم. از طبقهی بالا صدای «عسلبانو، عسلگیسو، عسلچشم» میآید. آخر پیدایش نکردیم توی جاده گوش بدهیم. حیف. آدم عاشقیاش میگیرد. با خودم میگویم فردا باید لیست رؤیاهای جدیدم را بنویسم، وگرنه همینجوری تبخیر میشوند توی هوا. لیست جدیدم لیست عجیب و غریبیست. پر از آدمها و اشیاء عجیب و غریب. همهشان را لازم دارم. مخصوصاً آن ظرف سفالیِ سبزآبیِ دردار را برای بیسکوییت و چای و آلبالو.
Labels: یادداشتهای روزانه |
با کامنت بالایی هم موافقم.
suislapluie
solitude.blogsky.com
suislapluie
solitude.blogsky.com