آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, May 13, 2013
همه میدانند من چهقدر عاشق غذای بیمارستانام. سوپ رقیق، مرغ پختهشده با رب کمرنگ، سبزیجات آبپز، و جوجه. بیمارستان که باشم لازم نیست آشپزی کنم، جایی را مرتب کنم، یا به کسی سرویس بدهم. میشود به حال خودم باشم، از صبح تا شب، و برعکس. کتاب بخوانم. گاهی روی لپتاپ سریال ببینم. و بخوابم، تا دلممیخواهد بخوابم. پس مشکلم با بیمارستان چیست؟ ساعات ملاقات، و لباسهای متحدالشکل و بدرنگِ بیمارستان.
از ناخوشیها و روزها --- سیلویا پرینت
Labels: las comillas |
|
Comments:
Post a Comment
|