آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, September 20, 2013 هنوز دست و دلم به هیچ کاری نمیره. گیر گردهم تو حال و هوای «شکارچی گوزن». میترسم بازم بشینم ببینمش. آخخخ که این مضمون رفاقت مردانه، همچنان یکی از جذابترین مضامین مورد علاقهی منه. اینهمه واقعی، اینهمه انسانی، اینهمه فاصلهدار، اینهمه عمیق. اسکاچ کهنه. که اصلن یکی از جذابیتهای ویسکی گمونم برای من همین باشه. حس رفاقت مردونه رو تداعی میکنه برام یهجورایی. سنگین، قوی، کمحرف. ازون دسته رفاقتها که یه زن شاید هرگز نتونه تجربهش کنه. از چهارشنبه تا حالا یهسره ویسکیمه. |
|
Comments:
من هم همیشه حسرت این رفاقت های مردونه رو می خوردم. حتی دوست داشتم پسر بودم تا یک «رفیق» داشته باشم. اما بعدتر فهمیدم که فاصله خیلی توی اینجور رفاقت ها تاثیر داره. مردها نمی تونن رفاقت هاشون رو وقتی بینشون فاصله فیزیکی می افته حفظ کنن. غریبه می شن از هم. زنها این رو بهتر بلدن. ممکنه شکل دوستیهاشون به اندازه رفاقت مردونه اغوا کننده نباشه اما... عمقش قطعا کمتر نیست.
Post a Comment
|