آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, April 3, 2014
آخخخخ که همین، دقیقا همین:
یکی هم پیدا شود این روزها دستم را بگیرد ببرد سفر. یک جای بارانی بدون آفتاب. دریا هم نداشت، نداشت. جنگل ولی باشد. ببرد بنشاندم توی جنگل و برایم فقط آواز بخواند و حرف بزند. از من نخواهد چیزی بگویم. نپرسد. بگذارد فقط گوش بدهم. از پیچیدگیها بگذرد. فیلسوف نباشد. متفکر نباشد. از زندگی روزمرهاش بگوید. از خوابهایش، از آشپزیاش، از قشنگترین آوازی که شنیده و زیباترین آدمی که دیده. عصرهای سفر برایم نان تازه بخرد و کنار گوجه و پنیر و شراب بگذارد. عکس نباشد، دوربین نباشد، لپتاپ و موبایل و تلویزیون و روزنامه نباشد. فقط موزیک باشد و سرما و مستی و پیادهروی. آتش؟ آتشروشنکردن هم بلد باشد که دیگر واویلا. از وبلاگ خانم کنار کارما Labels: UnderlineD |
بیام دنبالت
بیام دنبالت