آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, December 21, 2015
لاتین خواندنام به کندی پیش میرود. لابهلای کتابهای قطور و واژهنامههای سنگین پرسه میزنم و لذت میبرم و همزمان خسته میشوم. لاتین و ترجمه را جزو کارهای اجباری روزانهام قرار دادهام، زیرا این فرصت را به من میدهد که به بهانهی چنین دلیل محکم و قابل دفاعی از خانه بیرون نروم. قادرم روزهای متوالی در خانه بمانم و با کتابها و موسیقی و فیلمهایم لذت ببرم. در خانه ماندنهای طولانی، اطرافیانم را نگران میکند. از بازگشت و شدتگرفتن بیماریام میترسند. لاتین خواندن اما، و ترجمه، توأمان میتواند کمی نگرانیشان را تسکین دهد. مایلم ماهها در خانه بمانم. بیرون سرد باشد و بارانی تند ببارد. شومینه را روشن کنم. روی صندلی چوبی گهوارهایم بشینم پتوی چارخانهام را بپیچم دورم و کتاب بخوانم. گاهی فیلم ببینم و گاهی بنویسم. نهایت لذتام همین است. سید را اما، و یوهان، و نادین، و کارلا و دیگران را با چنین شیوهی زندگی مضطرب و نگران خواهم کرد. از خودم تصویر زنی پرکار و پرمعاشرت ساختهام که به کل با تنهایی مورد علاقهام مغایر است. و این تضاد، عمیقا اطرافیانم را میترساند. تصمیم گرفتهام چند ماهی را در سواحل جنوب اسپانیا سپری کنم، به شیوهی دلخواه خودم. خانهی کوچکی رو به دریا، چند کتاب و لپتاپ و چند پیراهن خنک کوتاه و آفتاب گرفتن، شنا، و پیادهرویهای طولانی. شاید تنها راه نترساندن آدمهای دور و برم همین باشد.
یادداشتهای شبانه --- سیلویا پرینت
Labels: las comillas |
Hey mididam ayda carpe hazf shode, hey nemidonestam Chkar knam ,.. Merc 😜👊🏻
LoTfan age khastin baz jabja bshin, b ma