آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, March 19, 2017 Rabbit Hole «آ» لمیده بود رو کاناپه فرسوده که چاله چولههایش به زور بالش و کوسنهای کهنه پرشده، و در «ارتفاع» مناسبی رقص باد و تکانهای سنگینِ ریشههای آویزانِ درخت «بابا آدم» پشت پنجره را تماشا میکرد، که «آقای جورج» به شکل یک گولهی کُرکیِ مجهول از آسمان سقوط کرد. «آ» از ارتفاعاش و پلههای زیاد و پیچ در پیچ پایین آمد و دوید سمت محوطه، لای بوتهها دنبال گولهی کُرکی گشتن. آقای جورج یک جوجه جغد نحیف بود و «آ» باقی روز کلی جستجو کرد تا ببیند چرا از آسمان افتاده. بالاخره ناشناسی در یک فُروم پرندهشناسی به او جواب داد مادرجغدها جوجههایی را که میفهمند پرواز یاد نمیگیرند از لانه پرت میکنند پایین تا سهم باقی جوجهها را نخورند؛ و «آ» از آن لحظه شد پدرِ آقای جورج و چون اغلب در جهانهای موازی سیر میکرد و برای قوانین جهان «بههنجار» تره هم خرد نمیکرد گفت این حرفها همه چرند است و اراده و اگزیستانس این موجود را به رسمیت نمیشناسد؛ و تصمیم گرفت جورج را مثل یک جغد عادی باربیاورد. Labels: UnderlineD |
|
Comments:
Post a Comment
|