آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, September 1, 2017 همیشه هم اینطور نیست که آدم بخواهد و از جایی که نشسته دستش را دراز کند و چیزی را به دست بیاورد که خواسته و گاهی اصلاً برای رسیدن به چیزی که خواسته باید از جایی که نشسته برخیزد و راهی را برود که خیال نمیکرده و اصلاً قید خانه و زندگی را بزند و با همهی حساسیت و گوشهنشینیاش راهی خانهی اقوامی شود که درست در مسیرِ باد خانهای برای خود بنا کردهاند و زندگیشان بستگیِ تاموتمامی به همین باد دارد و هر روز چشمبهراه باد خشمگینی هستند که بیخبر از راه میرسد و هر چه را سر راهش باشد کنار میزند و مرتبه و موقعیت آدمها را تغییر میدهد و آنها را از روی زمین به زیر زمین میکشاند و تا آرام گرفتن باد چارهای ندارند جز اینکه تنهایی خود را کنار بگذارند و یکی از جمعیت مردمان زیرزیرمین باشند و البته مسألهی لِتی منسن فقط این نیست و آن باد خشمگین انگار خودِ او در همین سالهای جوانی است که هیچ قیدوبندی را برنمیتابد و چیزی جز پیش رفتن را نمیخواهد و هر چه سنوسال آدمها بیشتر میشود انگار بیشتر ترجیح میدهند که باد را برنتابند و گوشهای پناه بگیرند و سقفی بالای سرشان بسازند و از پنجره بیرون را ببینند و خیال کنند که با تمام شدن باد انگار همهچیز دوباره به شکل اولش درمیآید و زندگی ادامه پیدا میکند. ... چیزی بدتر از زندگیای نیست که آدم اختیار هیچچیزش را نداشته باشد و هیچچیز بدتر از این نیست که آدم بخواهد و از جایی که نشسته دستش را دراز کند و چیزی را به دست نیاورد که خواسته و گاهی اصلاً برای رسیدن به چیزی که خواسته باید از جایی که نشسته برخیزد و به یاد بیاورد که نمیتواند از جا برخیزد و این وقتهاست که زندگی بدل میشود به غزلی در نتوانستن. متن کامل Labels: UnderlineD |
|
Comments:
Post a Comment
|