آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, July 9, 2018
کیارستمی چند سال پیش برنامهای در مرکز پومپیدوی پاریس برگزار کرده بود. داستان این بود که فیلمی از گریهکنندگان تغزیه گرفته بود و به دیوارهای اتاقی انداخته بود و مردم پاریسی میآمدند و کفشهایشان را میکندند و میرفتند بر زمین اتاق مینشستند- برای آموزش هم ژولیت بینوش آمده بوده که یاد بدهد چکار باید کرد و چگونه کفش را بکنند و بروند بر روی فرش بنشیند، آنچنان که در روضههای زنانه.
تعزیه دیده نمیشد، خود تعزیه هم نمایش است. هر شبیهسازی، نمایش است. ارسطو گفته بود و افلاطون خوشش نداشت: شبیه است و خودش نیست. متأثرین از تعزیه، گریهکنان دیده میشدند. به نظرم در نمایش، این نمایش نیست که مهم است، تأثیر آن است. چیزی که در غرب از میان رفته است. نمایش مهم است. تأثیری ندارد.
شاید شیرین کیارستمی هم همین میخواهد بگوید، شاید کیارستمی با آخرین فیلمش به این رسیده است. برای من شیرین آخرین فیلم کیارستمیست. انجام است.
بر دیوار حجرهای در مرکز پومپیدو در پاریس زاریکنان تعزیه دیده میشوند و مردم میآیند و مینشینند و گاهی و بعضی گریه میکنند. من از فیلسوفی شنیدم که گریه کرده بود و میگفت که چقدر خوب است گریهکردن. در یونان هم میرفتند و میدیدند و گریه میکردند و صاف میشدند. تنها دیدن هم نبود، عملیات دیگری انجام میشد. اعضای دیگری از بدن به کار میافتاد. نمایش نبود. خودش بود.
نمایشی در تلویزیون- سروصدا و سیمای جمهوری اسلامی نشان داده شده. من نمایش را ندیدهام. نخواهم دید. تأثرات مردم را بر دیوار شبکههای مجازی به اصطلاح اجتماعی از دیدن نمایش دیدهام.
Labels: UnderlineD |
|
Comments:
Post a Comment
|