آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, May 17, 2019
حداقلّی از همراهی، تا زمانی که طرزِ پوشش آزاد نیست
آقا و خانمی در خیابان با هم راه میروند، در گرمای تابستانیِ ظهرِ رمضان. آقا پیراهنِ آستینکوتاه پوشیده، خانم مانتو. تا جایی که بر پایهی ظواهر میشود حدس زد، خانم جورِ دیگری لباس میپوشید اگر آزاد بود. من این تصویر را دوست ندارم. تصور میکنم که همچنان دوست نمیداشتم حتی اگر مشخصاً با قوانینِ حجاب در جمهوری اسلامی مخالف نبودم، حتی اگر موردی سراغ داشتم که رسولالله در مدینه یا امیرالمؤمنین در کوفه به زنی تذکرِ حجاب داده باشند.* حدسِ قویِ من این است که ماجرا قدیمیتر از این باشد؛ اما مشخصاً و بهوضوح یادم هست که در تابستانِ ۸۷ که به ایران برمیگشتم، قصد کرده بودم هیچ وقتی از سال در جاهای عمومیای که قانونِ حجاب نافذ است—خیابان و کافه و دانشگاه و رستوران و پارک و اداره و سینما و غیره—هرگز پیراهنِ آستینکوتاه نپوشم، حتی اگر تنها رفته باشم. بیش از ده سال است به این تصمیمام عمل کردهام، و قصد دارم تا زمانی که حجابْ اجباری باشد همچنان عمل کنم. این ابرازِ همدلی کاملاً حداقلّی است: از جهاتی مثلِ آقایی که دوست دارد در استادیوم فوتبال ببیند اما شخصاً نمیرود، تا زمانی که ورودِ خانمها آزاد نباشد. امیدوارم روشن باشد که این ربطی به کسانی ندارد که نانِ حرفهایشان دربارهی حجاب را میخورند و دقیقاً مزدبگیرِ خصماند و برای تحریم کوشیدهاند و برای جنگ تدارک میبینند. *تصورِ من این است که قاعدتاً در آن دوره هم مواردی بوده که حجابِ اسلامی (آنگونه که امروز در جمهوری اسلامی تعریف و تبلیغ میشود) رعایت نمیشده، همچنان که مواردِ رباخواری و زنا و شربِ خمر بوده. به فرض که مواردی از تذکرِ پیامبر یا امام یافت نشود، منطقاً راههای متعددی هست برای تبیینِ نبودنِ چنین گزارشهایی، از جمله: یا رعایتِ حجاب (با این شکلی که امروز میشناسیم) واجب شناخته نمیشده، یا همگان رعایت میکردهاند، یا حکومت رعایتاش را الزام نمیکرده. Labels: UnderlineD |
|
Comments:
Post a Comment
|