آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, October 16, 2025 بدن، به مثابه تجربهای مدام در حال دگرگونی کتاب جدیدی که دارم میخونم -آرگوناتها- از زبان زنی نوشته شده که عاشق یک مرد ترنس میشه. نویسنده، از رابطهی شخصیش با هری داج -هنرمند و تئوریپرداز ترنسجندر- مینویسه و در خلال روایت بارداری، مادری، معشوقگی، و زیستن در یک بدن در حال تغییر، به مفاهیمی از قبیل عشق، جنسیت، زبان و بدن میپردازه. کتاب شبیه چیزیه بین توییتر و وبلاگ، ژانرگریزه به زعم من، و بین خاطرهنویسی، فلسفه، و طبعاً نظریات کوئیر حرکت میکنه. عنوان کتاب، «آرگوناتها»، اشاره داره به افسانهی یونانی سفر آرگوناتها که طی اون، قهرمانها با بازسازی مداوم کشتیشون، در عین تغییر، اون رو همون کشتی نگه میدارند. استعارهای از بدن و رابطهای که در طول زمان تغییر میکنه اما ماهیت خودش رو همچنان حفظ میکنه. این روزها دارم روی یک دورهای دربارهی «بدن» کار میکنم و به همین واسطه رفتم سراغ این کتاب. کتاب به زبان انگلیسیه و به همین خاطر مغز من فاصلهش رو با ادبیات کتاب حفظ میکنه. علیرغم این اما، کتاب به نظرم خیلی خونسرد و بیپرده یک عاشقانهی شخصی رو روایت میکنه و حین این روایت، از آدمهای مهمی مدام کوت میکنه و یهجورایی مرز بین فلسفه و تجربهی زیسته -سلام الف- رو کمرنگ میکنه. کتاب حتی فصلبندی کلاسیک یا مقدمه مؤخرهی کلاسیکی هم نداره. یه جوری شروع میشه که انگار تصادفی داریم توییتهای نویسنده رو میخونیم. واسه همین من با فرمش خیلی حال کردم. و در عین حال به واسطهی همین فرم، یه خرده خوندن و ارتباط برقرار کردن باهاش برام سخت، به لحاظ زبان و نوع نگارش و نثری که انتخاب کرده. همزمان اما، از خوندنش دارم لذت میبرم. از خوندن دربارهی بدن، به مثابه تجربهای مدام در حال دگرگونی. و آخ که مدام و در هر پاراگراف میتونم ربطش بدم به رابطه -سلام وحدانی-، به نوع روابط معاصر روزمرهمون، و تغییراتی که مدام، در لحظه، داره توشون اتفاق میفته. The Argonauts -- Maggie Nelson |
|
Comments:
Post a Comment
|