آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, October 20, 2025 با مرد یه مثلثایم. مرد و منِ آیدا که مرد رفیقشه و آیدایی که عاشق مَرده ولی هیچ نمیدونیم مرد هم عاشقشه آیا، یا نه. ماهها داریم این موقعیت رو «بازی» میکنیم. امروز اما، بیکه بازیم گرفته باشه، یه جایی در آغوشش، گفتم آقا، یه دیقه بیا بشو رفیقم، احتیاج دارم در مورد اون یکی آیداهه باهات حرف بزنم. خندید که بگو. شروع کردم از اون یکی آیداهه گفتن. اینکه چهطور همهچیش همهی احساساتش اینبار با تمام بارهای قبل فرق داره، چه تمام انتظاراتش خط قرمزهاش جابهجا شدهن و اینکه چه نمیشناسم این زنی رو که اینطور دیووتینگ و یکطرفه عاشقه و تمام مرزهای خودشو گذاشته کنار. رفیقمون؟ کیف میکرد و میخندید. پرسید حاضری با هیچکس دیگه نخوابی؟ گفتم اوهوم. گفت حاضری ولی من با دیگران بخوابم؟ گفتم اوهوم. گفت حاضری دیگری رو دوست داشته باشم؟ گفتم نه. خندید. |
|
Comments:
Post a Comment
|