آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, October 17, 2002
از محبت ، خار ها گل می شود .
اما چه فايده ، نه از اون دسته گل های بنفش و زرد ، که همش زنبق بود و نرگس ... از اين دسته گل های رز قرمز با عروس سفيد و زرورق و روبان رنگی ! ... البته اشکالی نداشت ها ، طفلکی برای همين هم کلی انرژی مصرف کرده بود ! از محبت خيارها ، سالاد می شود . حالا بگذريم که ليمو ترش تازه رو به آبليمو يا سس غليظ ترجيح می دم . از محبت ، انار ها دانه می شود . و بماند که دونه های اون انار سفيده ، حس قرمز ِ قرمز ِ کاسهء انار رو به شدت خدشه دار می کرد . ولی به خدا چرت و پرت نميگم ! دقيقا همين اتفاق ها افتاد . و خوب فکر کنم هنوز اون دسته گل تو آشپزخونه باشه . و تنها اين فکر که الان اون دسته گل يه جايی تو اون خونه ست ، کافيه تا به شدت دچار حس ترحم و دلسوزی بشم ... ميدونم که به شدت خبيثانه ست ، اما من که نخواسته بودم ، خواسته بودم ؟! انگار به فضائل و رذائل اخلاقيم ، " هيپنوتيزم در سه سوت " هم داره افزوده ميشه ! |
|
Comments:
Post a Comment
|