آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, May 11, 2005
صدات از اون صداهای سردرد دار بود
از اون صداها که اولش اون قدر بد بود که ته دلم درد می پيچيد بعد اما وقتی يه عالمه حرف می زدم و يه عالمه می گذشت يه دفه حواسمون جلب می شد که اهه ديگه صدات بد نيست که ديگه دردات يادت رفته لااقل واسه همون سه چار ساعت کوتاه بعد می گفتی اين تنها اتفاقيه که می تونه خوبت کنه بعد من هم کلی خوبم می شد حالا اما که ديگه نمی شه خوبت کنم که حالا فقط درده می پيچه و هيچی خوبش نمی کنه حالا فقط تون اون صدا همون تون جادويی می پيچه تو گوشی و من لرد می بندم و پرت می شم به تا همين چند روز پيش به گذشته به گذشته ای که هنوز نگذشته که هنوز حاله هنوز هميشه ست و هنوز هر روزه و هنوز شفاف مونده و هنوز ... |
|
Comments:
Post a Comment
|