آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, June 22, 2005
اولين پروژه ی واقعنی مو تحويل دادم
خوب حالا درسته که طبق معمول همه چی موند واسه دقيقه نود و نصفه شبی کاغذ پرينترم تموم شد و مجبور شدم از بعضی پلان ها فاکتور بگيرم و طرحه نهايتن به دلم نچسبيد و الخ بعد تازه شم کارفرماهه به اين نتيجه رسيد که بهتر بود تو اين سه سال می رفت از همون اول عاشق يکی می شد که معماری خونده بود و پيانو هم بلد بود بزنه و اينا اما بازم خوب اولين کارم بود ديگه اولين کار واقعنی |
|
Comments:
Post a Comment
|