آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, August 16, 2006
نه که شب ژوژمان بود، يه کتاب پونصد و شيش صفحه ای رو يک و نيم روزه تموم کردم که پنج سال پيش خريده بودمش، قربتا الی الله.
ولی خدائيش کلی چسبيد بهم "شور زندگی". نه که ترم پيش همه ی اين آقايونو به زور حفظ کرده بودم، الان که می خوندمشون کلی برام جالب بود که فلان تابلوی معروف مثلا گوگن با چه مضحک بازی ای کشيده شده بوده! فک کن يه سری جوون سی ساله باشين که هر شب مثه علافا دور هم تو کافه های پاريس جمع شين، اونم کيا: ونگوگ، گوگن، پل سزار، اميل زولا، لوترک، سورا،... ، همه هم بی پول و با شيکم گشنه! اونا هم دوست و رفيق داشتن، ما هم دوست و رفيق!! خدا شانس بده. |
|
Comments:
Post a Comment
|