آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, September 2, 2007
ديدی يه وقتايی اونقد آروم میمونی و تکون نمیخوری که تمام جِرمها و ناخالصیهات رسوب میکنن و لِرد میبندن و تو سبک میشی و خيال میکنی از دستشون خلاص شدی؟
بعد ديدی يه وقتايی با يه تکون، دوباره تمام رسوبها ميان رو و روز از نو روزی از نو؟ بعد يه وقتاييم تمام آبت تبخير میشه و تو رسوب میکنی وسط تمام ناخالصیهات و جِرم میگيری و ديگه هيچی هم نيست که تکونت بده.. |
|
Comments:
اولي رو احساس ميكنم كه ديدهم (اكچولي نديدم ها)، ولي دومي و سومي رو كور شم اگه ديده باشم
Post a Comment
|