آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, November 20, 2007
خرمگس ميل زده که: اينو ببين، جووووون بودييييما!
سلام! از کيش تازه اومده بودم و از اخبار وبلاگ شهر بي اطلاع بودم, با دو سه تا از دوستان وبلاگ نويس نشسته بودم که يه هو گفتن آيدا مرد آورده تو وبلاگش!!! آي رگ غيرت وبلاگ شهر نويسي ما به جوش اومده بود که اين يارو کي کي هستش اومده وبلاگ آيدا- غيرت وبلاگ شهر- رو گرفته, ( البته شايد هم حسودي بودش! ) , کلي شاکي شده بودم و مي خواستم داد و بيداد کنم ولي قسمت روشن فکر نشين مغزم هي نهيب مي زد که آخه بچه به تو چه مردم چي کار مي کنند,حتماً باید بهت بگن به تو چه تا آدم شی, آخرش تصميم گرفتم که نوشته هاي اين آقا رو نخونم و واسه خودم فکر کنم اصلاً آقاهه نيستش! ديروز نمي دونم چي شدش نشستم نوشته هاي آقاهه رو خوندم,اول يواشکي يکي شو خوندم, بعداً دومي رو و بعدش همشو, تازه آخرشم آرشيو آيدا رو چک کردم ببينم قبلاً ها نيو مده بوده اون ورا. اينا رو نوشتم تا از آقاي عليرضا عزيز بخوام که يا کلاً وبلاگ آيدا رو تسخير کنه و همش خودش بنويسه يا دوباره در وبلاگش رو باز کنه یا هر کاری دوست داره بکنه ولی بنویسه , یا ... دیگه فضولی بسه. همين! باي باي!!! پ ن : آقا مرامي يکي بياد الکي به اسم عليرضا نظر بده تا من دلم خوش باشه اينهمه نوشتم خود عليرضا هم خوندش! |
http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/03/15/jealousy/