آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, December 27, 2008
ميرزا جان
تو هم اينهمه وقت سرخوشی را گذاشتی گذاشتی عدل (راستی چرا عدل؟) همين حالا که فروکشمان گرفته برداشتهای احوالپرسی که چی؟ که بشينم به کلمهبافی در رثای اينهمه هی خواستنها و نتوانستنها و نشدنها و دير شدنها و الخ؟ يکی دو وعده زودتر اگر پرسيده بودی، همان قورباغهی پايهی الکیخوش بودم برای خودم بیخيال دنيا و مافيهاش. الان اما نه. پُرم از خيال و اينهمه خيال خواب و خوراک را گرفته از من. حالا لابد يک وقتی هم خوبتر میشويم از اينی که حالا هستيم، گوسپند است ديگر، آدم نيست که! بعد فکر کن من بردارم کی را دعوت کنم که نيشاش يک چند سانتی باز باشد لااقل؟ لاغر که اين روزها فالش میزند رسمن، هرمس هم، مريم هم. نويد هم که خوب، قهريم. عليبی را نمیدانم درست، اما شايد کيوان، مرضيه يا مکين، ها؟ |
|
Comments:
اینم یه نوعشه
man chi?
Post a Comment
|