آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, June 24, 2009
« كشته نداديم كه سازش كنيم ، صندوق دست خورده شمارش كنيم »
دست برداريد از اين سوال مائوس كنندهء آزادهندهء « آخر چه مي شود ؟ » چه مي شود ؟ هيچ ! اما من به خودم مي بالم . به خودمان كه آن ها را ترسانديم . مثل تمام سال هايي كه از بسيجي هاي چفيه به گردن شان ، ترسيديم . من از خودمان خوشحالم كه آن ها را با تمام چماق هاشان كشانديم توي خيابان ها . كه با موتورسوارهاي غول پيكرشان ، براي دست هاي خالي برافراشته از خشم مان رجز خواندند . داد زدند ، كابل هاشان شكافت هوا را . كه صورت شان را پوشاندند حتي از شرم و ترس . ما با تمام خون هايي كه داديم و با تمام نا تواني مان ، خالي نكرديم خيابان ها را از حضورمان و سكوت مان . من براي اولين بار ديدم كه سكوت چه مي تواند ترسناك باشد و چه خشمگين . ... [+] |
ديديم و ديديد چه جوري همين قوا همه رو نشوند سر جاشون و امنيت رو دوباره برگردوند به همه مون.
مطمئناً كسانيكه توي اين مدت شلوغ كردن و ساز مخالف زدند عقيده اي به خون شهداي اين مملكت ندارند!
وگرنه با عابرو داري به سبك شهيد داده ها عمل ميكردند.
ديديم و ديديد چه جوري همين قوا همه رو نشوند سر جاشون و امنيت رو دوباره برگردوند به همه مون.
مطمئناً كسانيكه توي اين مدت شلوغ كردن و ساز مخالف زدند عقيده اي به خون شهداي اين مملكت ندارند!
وگرنه با عابرو داري به سبك شهيد داده ها عمل ميكردند.