آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, June 3, 2011
زنگ زد که دارم میرم سفر. پاشو یه سر بیا اینجا ببینمت. اومدم بگم تو که یه ریز داری میری سفر، قندهار نمیری که؛ برو برگرد میبینیم همو. یههو مکث کردم اما. نکنه داره میره قندهار، وگرنه که سفر رفتنهای مدامش هیچوقت بهانهی دیدنمون نبوده تا حالا. دلم هُری ریخت پایین. کم پیش میاد یههو اینجوری ته دلم خالی شه. مکثم طولانی شد. تهران چه داره خالی از سکنه میشه هی، هی مُدام.
|
|
Comments:
Post a Comment
|