آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, July 18, 2012
مینویسد: آره، حتماً.
مکث میکنم. چند دقیقهای طول میکشم. دو به شک ماندهام که حالا چی بگویم اصلاً. من؟ بعد از اینهمه سال؟ اینهمه مردد و ندانمکار؟ خندهام میگیرد. میگوید زنگ زده، اشغال بودهام. میگوید انگار دلت میخواسته امشب با کسی حرف بزنی، ها؟ رفیقی میگفت حق با تو بود، توصیف دقیقی نوشته بودی از مَرد، نباید آرامش برکهاش را به هم زد. میگوید انگار دلت میخواسته امشب با کسی حرف بزنی، ها؟ آرامش برکهاش را به هم نمیزنم. میکِشم عقب. مثل همیشهی خودِ واقعیِ تمامِ این سالهام. بهانهای پیدا میکنم برای حرف زدن، و حرف میزنم، از در، از دیوار، از کار، از سفر؛ بیکه کلمهای از او بگویم. لحنش عوض میشود. انگار منتظر نبوده چیزی از جنس هرروز بشنود و حالا که شنیده، برگشته پشت سنگر همیشهاش، همانجور سرد و مهربان.
آن وسطها، تمام انرژیام را جمع میکنم که بگویم «دلم میخواد یه میزی باشه که بشه باهاش پیر شد. عمر کنه، بزرگ شه، یه میزِ خالی نباشه فقط»، و بعد «برا همین دلم میخواد تو ساخته باشیش». میگوید چشم. نه که بگوید چشم، نه؛ اما چیزی میگوید توی همین مایهها، که همین معنی را میدهد. و بعد، یک سکوت عجیبی هی خودش را جا میکند لابهلای کلمهها. میگوید سفر بعدی را خواهد آمد. و سکوت. و یک خالیِ عجیبی که خوب میدانم چیست. وقتِ رفتن است. خداحافظی میکنم و میگذارم که برود. بیصدا مینشینم همان کنار، کنار برکهی آراماش، بیکه سایهام را ببیند.
Labels: روزنگار شکستهدلی |
یکی از هزاران عیبم همین است که وقتی چیزی را دوست دارم باید حتمن بگویم که چقدر دوست دارم یادم هست سالها پیش یکی از اقوام مدام ایراد میگرفت که تو یکذره سیاست نداری وقتی کادویی از فلانی میگیری تعریف نکن! اینها نزده میرقصند و تا سالها میگویند یادت هست همان هدیهای که آوردیم و خیلی خوشت آمد! اما دلم نمیآمد دشمن هم که بود وقتی خوشم میآمد ذوق میکردم و سیاست یادم میرفت. حالا شما که دشمن نیستید اما راستش خوشحالم که وبلاگ شما هم مثل من نیازی به وارد کردن مشخصات واقعی ندارد و من میتوانم بگویم چقدر این ماجرای سرخپوست را دوست دارم... اصلن برایم شده یک ماجرای عشقی در همین نزدیکی! مثل این سریالها که آدم را دیوانه میکنند بسکه هی دوست داری منتظر نمانی و عاقبتش را یک هو جلویت ببینی... باغبانی و خیلی چیزهای دیگر را هم پیگیرم و دوست دارم اما سرخپوست را بیشتر... شاید کمی خودمم ... کمی دوست دارم خودم باشم... کمی... بگذریم... خوب است... دوست دارم... خوب باشی...
همین
با تشکر :)