آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, March 24, 2017
روایات نامعکوس - ۳
استانبول، در واقع بیشترِ شیرینیفروشیهای استانبول مخصوصاً حافظْمصطفا یک جور کیک شکلاتی دارد، یکجور کیک شبیه به موس شکلات، که تویش یک چیزی دارد شبیه به توپ ماهوتی، نمد-طور، اندازهی توپ تحممرغی اما. یعنی درست زمانی که داری در لذت و نرمی شکلات و خامه و اسفنجْ لیز میخوری، ناگهان دهانت با متریالی شبیه به موکت، نمد، یا توپ ماهوتی مواجه میشود که کنتراستِ به غایتْ متناسبی با آن پیشینهی شکلاتی لغزنده دارد. آدم ناگهان یکه میخورد و بعد، بعدْ از این کنتراست هنرمندانه، لذت میبرد. و خب؟ و خب من عاشق این کیک ماهوتی-موکتدارهای حافظمصطفام. و خبتر؟ و خبتر اینکه شک نداشتم آقای هوم با یک قطعه کیک ماهوتی برمیگردد هتل، که برگشت، بیحرف گذاشت روی میز، با یک شیشه آبپرتقال تازه. آقای هوم از اینکه بیاید آدم را بغل کند آشتی کند تَرَک میخورد. به جایش میرود آن سر دنیا کیک ماهوتی میخرد و چیزهایی که دوست داری را میچیند روی میز و الخ. این دلیل یکم. دلیل دوم این که از استانبول تا آنتالیا، پرواز محلی، هواپیمامان یکجور اقتصادیای به هم فشرده بود. که یعنی قهر و آشتیمان به زحمت نیمسانتیمتر با هم فرق داشت. و شراب مرغوب داشتیم، شاردونی، و خلبان طی یک حرکت انتحاری، از آنجا که آقا ابی توی آنتالیا کنسرت داشت و پرواز پر از ما ایرانیها بود، «اون دو تا مست چشات» را پخش کرد. قبول کنید قهر ماندن در چنین شرایطی کار سختیست. بسیار سخت. لذا شرابها را به سلامتی ابی زدیم به هم و توی پرانتز آشتی کردیم، بیکه حرف خاصی. |
|
Comments:
Post a Comment
|