آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, May 4, 2017
اول فک کردم برسم خونه چه غمگین خواهم بود. بعد اما دیدم حیاط انقد سبز و خوشبوئه و خونه انقد مرتب و دلبازه که راه نداره. مت خوشرنگ یوگا رو آوردم روبروی پنجرهی قدی پهن کردم، رو به حیاط، یه لیوان شیر خوردم با یه کپسول مولتیویتامین* که قد دمپایی بود و نزدیک بود مجاری تنفسیم رو به کل مسدود کنه، یه ایمیل زدم به کاوه و شروع کردم ورزش.
حالا کمی بهترم. *محبتهای آقای پدر که قبلاً در قالب نون تافتون داغ ارائه میشد اخیراً به شکل برگههای آزمایش و چکآپ و قرصهای تقویتی در اومده و این محبت جدیدش واقعاً بزرگ بود. یه جور مولتیویتامین مخصوص تمساحها. |
|
Comments:
Post a Comment
|