آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, July 18, 2018
این خانومه که جدیدا برای ماساژ میرم پیشش، مث هشتپا میمونه بافت دستش. بافت دست و وایبی که به دستش میده یه جوریه که انگار داره هشتپا ماساژت میده. امروز ازش پرسیدم اسمت چیه؟ گفت «اُ». تعجبمو که دید با خنده اضافه کرد که آره، همه انتظار دارن یه اسم دو سه سیلابی سخت تایلندی داشته باشم، اما واقعا اسمم «اُ»ه.
اولین بار که رفتم پیشش، به سفارش مربی ورزشم بود. با خودم گفتم هیچی دیگه، طبیعیه که بخواد بفرستتم پیش این. کسایی که میرن پیش مربیم، قاعدتا خوب پول میدن واسه این چیزا. مربیم گفت یکی از بهترین ماسوسهایییه که من دیدهم. منم اولش با ابروی بالا رفتم برای یه ماساژ ریلکسیشن، و سپس دریافتم جدی مثکه یکی از بهترین ماسوسهای تهرانه.
خیلی خوب و حرفهای و با فشار مناسب ماساژ میده و مخصوصا تو ایران که بیشتر ماساژ بک اند نک راهدست همهست و با ماساژ روی بدن مشکل دارن و یه جاهایی رو اسکیپ میکنن، اُ هیچ قسمتی از بدن رو اسکیپ نمیکنه و خیلی دست و دلبازانه ماساژ میده. ترکیب اُ و مربی ورزشم رسما واسه من معجزه کرده، گردن و پشتم از حالت لوح سنگی خارج شده و دیگه خبری از دردهای مزمن و کهنه نیست.
بعد از چند بار رفتن پیش خانوم اُ، امروز باهاش ماساژ هاتاستون گرفتم. جدیدنا دیگه خیلی پسرخاله شده باهام و اینجوریه که به بدنم که دست میزنه، یه چیزی تو مایههای «تو کوچه کوچه مرا بلدی»، تمام رگ و پی و گرفتگیها و گرههای بدنمو میشناسه دیگه و باهاشون احوالپرسی میکنه و نگران و مراقبشونه. جا به جا، تو گرفتگیها از روغنهای تایلندی استفاده میکنه و جواب هم میده.
ماساژ هاتاستونش اما، شبیه مدیتیشن عمیق بود. تا قبل از این بهترین تجربهی هاتاستونام تو لیتوانی بود و خانم اُ موفق شد لیتوانی رو بفرسته مقام سوم و خودش بیاد مقام دوم. مقام اول همچنان با ترکیهست. ماساژش اما شبیه یه جادوگری، تمام خستگیها رو از بند بند بدنم بیرون کشید و خارج کرد. جوری که بعدش، مث کرهای شده بودم که انداختهنش تو تابهی داغ. نرم و ملو و خیره به روبهرو. زندگی ۵ درجه زیباتر شده بود.
قدیما به بچه وصیت میکردم همیشه که هر وقت تونستی مث آدمیزاد پول در بیاری، سه چیز رو هرگز از زندگیت حذف نکن. تراپی و مانیکور و ماساژ. دخترک که حالا به جایی رسیده که با پولایی که خودش جمع کرده رفته ماشین خریده، شروع کرده به وصیت من عمل کردن. از کجا اما؟ طبعا از انتها. ماساژ و مانیکور، تا نوبت به تراپی برسه. پشتکار بانمکی داره. تارگتش رو مشخص میکنه و مث تانک تی سِوِن میره به سمت هدف. به نظرم الردی زندگیش ۵ درجه زیباتره.
|
|
Comments:
کاش آیدا به مثابهی آسانسوری در طرف دیگر هزارتا پله عمل کنه و شمارهای، آدرسی، چیزی از اُ بده به ما تا از این همه آزمون و خطا رهایی یابیم.
Post a Comment
|