آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, February 20, 2019
داشتم اینستاگرامو اسکرول میکردم، چشمم افتاد به یه عکس، پرت شدم به یکی از دفعاتی که رفتم رُم. دقیقتر بخوام بگم، پرت شدم به اولین باری که رفتم رم. یه سفر عجیب و غریب، وسط سفری که ایتالیا حتی جزو هیچکدوم از استاپهاش نبود. یاد اون روزی افتادم که تمامش رو تو اون موزه و آرت گالری مدرن و پر از نور سپری کردیم. یاد اون ویدئوی عجیب، اون پرفورمنس، اون عکسای معرکهی رو دیوار، اون پنجرههای قدی رو به باغ، اون سقف بلند، اون روز طولانی. یاد تو افتادم که با اون کت آبی روشن و جین نشسته بودی گف گالری، روی زمین، موهات باز بود، صورتت برنزه، عین ایتالیاییهای خوشتیپ. نشسته بودی کف زمین، منو نگاه میکردی و از انعکاسم توی نور پروجکشن عکس میگرفتی. یه ربع بعدش، اومدم کنارت نشستم. گفتم ببینم عکسامو. گفتی موبایلم از صبح شارژ نداره که، خاموشه.
کوتاه، دیوونه، درخشان. |
|
Comments:
Post a Comment
|