آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, April 20, 2019
LOUD! زیادی بلنده. تو کافه یه جوری حرف میزنه یه جوری میخنده که انگار هیشکی دیگه اونجا نیست. باهات که قرار میذاره یهجوری تمام فضاتو میبلعه یه جوری ناناستاپ حرف میزنه راجع به همهچی زندگیت نظر میده که انگار دربست کرایهت کرده. صداش رو با فضا تنظیم نمیکنه. نظراتش رو به تمام زندگیت تسری میده. معلمه و دخترپسر دوقلو داره، لذا به قول خودش عادت داره به بلندبلند حرف زدن، به داد زدن، به داد زدن به بیوقفه حرف زدن. طی یه قرار دوساعته، پس از نیمساعت شروع کردم به جویدهشدن:|
این دومین باریه که دارم از طرف یه آدم دچار حملهی «بلندی» و «زیادی» میشم. دفهی قبل با اونی که رفتم مهمونی، ایندفعه با این. نمیدونم من حساستر شدهم، گوشام آسیبپذیرتر شدهن، مردم بلندتر شدهن، یا چی. اصلاً این اواخر اینجوری شدهم که یاد بعضی نفرات، عصبانیم میکنه. دلم یه تعداد آدم دقیقِ آرومِ کمحرف میخواد، که loud نباشن، بیملاحظه نباشن، دقیق و مهمتر از همه کامِن سنس داشته باشن. کامن سنس؟ شعور بر اساس تجربهی زیسته؟ عقل سلیم؟ شعورِ خالی حتی؟ خیلی خودم رو در معرض اینجور آدما قرار نمیدم، هرچند به واسطهی کارم به هر حال باید یه سری معاشرتها رو چه خوشم بیاد چه نیاد داشته باشم، نوشتن ازشون اما باعث میشه یادم بمونه خودم تبدیل به یکی از همینا نشم. |
|
Comments:
Post a Comment
|