آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, November 19, 2020 عصر رفته بودیم سیاکوه خانه جمائیل. جمائیل روی ویلچر بهزیستی کنار نرده فلزی حیاطش منتظر نشسته بود با پسر بی شناسنامه چهارده ساله اش. باران هم می بارید نم نم. بوی پلم و گنیما. وقتی برگشتیم شجریان مرده بود. شبکه خبر دنبال جورابش می گشت و شبکه های معاند پر از مهمانان فرهیخته بودند و شجریان مدام تکرار میکرد گلچهره مپرس، گلچهره مپرس! بعد همایون آمد، یتیم. گردنش کوتاهتر شده بود. کرونا را بهانه کرد و در بلندگو چیزهایی گفت که غصه آدم سنگین تر میشد. توی شبکه های اجتماعی چرخ زدم. چند متن از کسانی که دلشان برای اینهمه بی صاحابخونی خودشان و خودمان سوخته بود خواندم. فهیم عطار دو خط نوشت با بغض و رفته بود یک کنجی. شعر کوتاهی هم بود در سوگ باز محمدرضا! شاید منظورش لطفی بوده شاید کسی دیگر. بعد در حالیکه چای می ریختم توی لیوان رز صورتی، یواشکی در آشپزخانه گریه کردم. بعد چند خاطره زنده از شجریان را در ذهنم مرور کردم. یکیش یک عکسی بود که دوست سابقمان در زمان دانشجویی با استاد انداخته بود. یکیش هم روزی بود که میم کوچک در کنسرت از بالکن تالار برای شجریان دست تکان داده بود و همان زمان ایشان هم برای او یا برای اهل بالکن دست تکان داده بود. [ + ] Labels: UnderlineD |
|
Comments:
Post a Comment
|