آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, January 19, 2007
هی يادم میره يه چيزايی رو اونقد گنده نکنم واسه خودم، که وقتی میترکه دوباره همه چیم بريزه به هم.
من ملکهی امپراتوری کوچيک خودمم. يه تريتوری کوچيک، قد خودم، و نه بيشتر. اين سيارهی شخصی من، در مقابل دنيای واقعنی، قد يه اپسيلونه که به راحتی میشه فاکتور گرفتش، يه اپسيلون. جزيرهم اما با همهی کوچيکيش، واسه من بسه، بزرگ و جادار و بس. میشه من ملکهی جزيرهی خودم باقی بمونم پليز؟ ..... تهنشين میشی تهنشين آدم خستهايه که پيره که نمیجنگه |
بازم تو وضعت همچين بدم نيست.تو جزيره خودت لااقل ملكه اي ماكه هيچ.كلا تعطيليم
جبر همین را هم گرفته است