آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, January 2, 2011
There are two sides to every story
یه روز گفتم آقاجان، دست و دل من جای دیگهای گیره. این رابطه رابطهبشو نیست. نمون. برو. رفت. بعد از یه مدت برگشت. گفت اومدهم که بمونم. گفتم عشقِ یهطرفه هیچوقت به هیچجا نرسیدهها. درد میکشی. نمون. برو. گفت لطفن بذار هر کی واسه خودش تصمیم بگیره. گفتم خب. موند. گاهی همهچی خوب بود، گاهی همهچی بد. هر کی خودش برا خودش تصمیم گرفته بود. همون جور که قرارمون بود. آدمای بیرون اما شروع کردن وقتایی که همهچی بد بود رو تماشاکردن، نقدکردن، پچپچکردن. اون شد آدم مظلومهی قصه، من شدم دیو دو سرِ ماجرا. |
يه روز گفتم آقاجان، دست و دل من جاي ديگهاي گيره. اين رابطه رابطهبشو نيست. گوسپند! نمون. گوسپند! برو. گوسپند! رفت. بعد از يه مدت برگشت، گوسپند! گفت اومدهم که بمونم. گفتم عشقِ يهطرفه هيچوقت به هيچجا نرسيدهها. درد ميکشي. گوسپند! نمون.گوسپند! برو. گوسپند! گفت لطفن بذار هر کي واسه خودش تصميم بگيره. گفتم خب. موند، گوسپند! گاهي همهچي خوب بود، گاهي همهچي بد. هر کي خودش برا خودش تصميم گرفته بود. همون جور که قرارمون بود. آدماي بيرون اما شروع کردن وقتايي که همهچي بد بود رو تماشاکردن، نقدکردن، پچپچکردن. اون شد آدم مظلومهي قصه، من شدم ديو دو سرِ ماجرا. گوسپند
تر و تازه مثل روز اول
تر و تازه مثل روز اول
میسوزونه
عینه سرطان هر روز ریشه هاش عمیق تر میشه
خوب وقتی یکی داره واست میمیره حداقل کاری که میتونی انجام بدی اینه که یه جوری بهش ثابت کنی که اون آدمی که فک میکنه نیستی.
اصلن اگه هستی هم خوب براش نقش بازی کن تا ازت زده شه.
چرا این قوم بیخودی اینقدر وحشیانه فقط به خودش فکر میکنه؟