آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, October 9, 2017 Point Of Decision یک) یهدوستی دارم که بازیگر تئاتره. کارش هم انصافا خوبه. یهبازی استراتژیک بلده برای زندگی که من همیشه میخندیدم بهش ولی حالا ایمان آوردم. هروقت بهقول خودش میخوره به بیپولیِ تئاتری، میره یهمدت توی شرکت آسانسورسازی کارگری میکنه. خیلی جدی. یعنی میخوام بگم من دیدم که وقتی میره سراغ آسانسور با همون جدیتی کار میکنه که وقتی روی صحنهست. بعد پولاشو جمع میکنه و دوباره یهنمایش میبره روی صحنه و این قضیه خیلیساله که داره تکرار میشه. یهبار میگفت از آسانسور متنفر بوده اوایل ولی بعدش دیده این همون حیاطخلوته که دقیقا بهش فرصت میده که پول جمع کنه و بره سراغ کار اصلی و بعد بهمرور این حیاطخلوت همینقدر براش عزیز شده که تئاتر یعنی الان آسانسور رو همونقدر دوست داره که نمایشنامه. دو) توی شنای ترکیبی وقتی میرسی به لبهی شروع و زیر آب باید دوبل رو عوض کنی، یهثانیهی ترسناک هست که اگه از دستش بدی، کل مسیر رفت با بهترین رکورد هم بهفنا میره. این ثانیه اسمش POD ئه. اینطوری بهتون بگم که غولهای المپیک هم اگه این ثانیه رو توی ذهن از دست بدن، همهچیز رو از دست دادن. هدف قضیه اینه که هوش شناگر شناخته بشه که آیا این توانایی رو داره که یهدور رو پشت سر بذاره و یهدور جدید رو با همون انرژی شروع کنه یا نه.وقتی توی گزارش ورزشی دارن از استقامت حرف میزنن، از عبور از همین نقطه حرف میزنن. سه) دوست بازیگرم بدون اینکه بهشکل فنی از این POD چیزی بدونه، سالهاست داره ازش استفاده میکنه و بسیار هم جواب داده توی زندگی و کارش. من بلد نبودم این فن رو تا وقتی شنا برام از فرم تفریح به یهشکل حرفهای تبدیل شد و بهچشم خودم دیدم چه این نقطهی تصمیم مهمه. اونجایی که مربی داد میزنه که دستتون که به لبهی زیرآب رسید، ذهنتون رو ول کنید. اوایل عصبی میشدم که میشه مگه وقتی دور رفت رو گند زدی آخه. بعد دیدم که میشه. شد یعنی. خیلی زمان برد برای من ولی شد. نه توی استخر صرفا، حالا یاد گرفتم از یهثانیه به بعد دستمو بزنم به دیوار روبهرو و مسیر رو عوض کنم و ذهنم رو روی همون دیوار پشت سر، ول کنم بره. حالا تازه میفهمم چرا تمرینای تیم همیشه باید با مدیتیشن باشه، چرا بعد از شنا وقتی رسما داریم میمیریم از خستگی، تازه باید بدویم، چرا باید یهشناگر حرفهای شوپن گوش بده، چرا شونههامون شبیه مرداست. فشار فکری آدما توی هر کاری، توی هرنوع زندگیای، گاهی خیلی بالاست. آدم قوی بلده اما توی هرکاری، هر شغلی، اون POD رو پیدا کنه و بچرخه، پشتسر بذاره، دستشو بزنه به دیوار و برگرده و بذاره هرچی هست بمونه همونجا. مهم نیست کجاییم؛ یکی توی استخر پیداش میکنه، یکی توی آسانسورسازی، یکی هم وقت نوشتن لابد. Labels: UnderlineD |
|
Comments:
Post a Comment
|