آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, August 2, 2026 دندان عقلم را پریروزها جراحی کردم. نه که من جراحی کرده باشم، دکتر جراحی کرد و گفت چون ته دهان است زیاد مصرفی ندارد و جراحی هم درد و خونریزی خاصی ندارد، فقط بعدش مراقبت لازم دارد. دندان مذکور تهِ ته بود. دست دکتر تا آرنج رفته بود توی دهانم و درست همان موقع سؤال هم میپرسید. جراحی درد و خونریزی خاصی نداشت اما مراقبتش درد خاصی داشت. کلاً مراقبت درد دارد. مراقبت کردن یک جور درد دارد، نکردن یک جور دیگر.
یکی از همین روزهای بعد از جراحی، دوستم بغلم کرد و مرا به خود چسباند و سرم را روی شانهاش فشار داد. قدش بلند بود و زورش زیاد بود و چانهام را شدیدتر از حد معمول نگه داشت روی شانهی سمت راستش و زیادتر از حد معمول فشارم داد به استخوان ترقوهاش. آخ. پرسید که چی شده و شنید که دندانم درد میکند و پرسید کدام دندانم درد میکند و چرا. گفتم آخرین دندان ردیف پایین، آن تهها؛ تازگیها کشیده شده. گفت دندانی که کشیدهای و دیگر نیست و دیگر نداریاش، درد میکند؟ جای خالی چیزی که دیگر نداشتم، درد میکرد. دندانی که دیگر نبود، درد میکرد؛ دندانی که آن تهها بود و حتی زیاد هم ندیده بودماش. ولی میدانستم هست و حالا که نبود، میدیدم چه کار مهمی داشته میکرده برایم، هر روز، حینِ جویدن. مدتهاست جای خالی چیزهایی که ندارم درد میکند. جای خالی چیزهایی که تا بودند، نمیدانستم نداشتنشان اینهمه درد دارد و اینهمه جویدنِ زندگیام را مختل میکند. |
|
Comments:
Post a Comment
|