آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, July 10, 2026 عمیقاً باور دارم که نوشتن یک عمل شجاعانهست. روایتکردن به آدم قدرت میده. نشون دادن نقطهضعفهات، طلسم اون ضعفها رو میشکنه و دیگه باعث شرمت نمیشه، دیگه ضعیفت نمیکنه. در عین حال میدونم هم که کار بسیار سختیه مقابل چشم دیگری -دیگران- برهنه شدن و در عین حال با بدن خود، با «خود» راحت بودن. و میدونم هم که هیچ راهی نداره جز شهامت داشتن و جز تمرین و استمرار داشتن و جز بهاش رو به جون خریدن. اما آخ که لذت داره، آخ که لذت داره. و باور دارم مخاطب -مخاطب خاص- باید از خداش هم باشه که چیزهایی که در موردش نوشتهم رو بخونه. چه خوشایند، چه ناخوشایند. این یکقدم رو به جلوئه؛ به جای اینکه چیزهایی که اذیتت میکنه رو به روی خودت نیاری و یه جا بالاخره لبریز شی، بنویسیشون. تو این دورهزمونه خیلی سخته آدما بفهمن تو مغز اون یکی چی میگذره. من اما دارم با نوشتن بهت اجازه میدم بدونی چهجوری در موردت فکر میکنم. این بیشتر شایستهی تقدیره تا تقبیح. حالا چرا نصفشبی اینا رو دارم میگم؟ چون چندبار دیدم این ماجرای پرایوسی و سانسور و نگرانی از افشای هویت تکرار شده. مهم اینه که بنویسیم و احساس امنیت کنیم و مهمتر اینه که بیسانسور و بیترس از قضاوت بیننده بنویسیم. چیزی که توی دورههای ویترین هم با بعضیهاتون تمرین کردیم. کلاً در زندگی همیشه دغدغهی من مبارزه با سانسور بوده، در تمام ابعاد زندگی -تا جایی که تونستهم و زورم رسیده- حتی تو کشوهای آشپزخونه. و همیشه دلم خواسته این لذت رو به آدمهای شبیه به خودم هم بچشونم. لذا؟ لذا سه تا راه میتونم پیشنهاد کنم. ۱. وبلاگ رو پرایوت کنم. فقط کسانی که نویسندهی فعال هستن میتونن بخونن وبلاگ رو. آدمهای بیرون از این وبلاگ نمیتون ببینن، و کسانی هم که ننوشتن یا زیر ۱۵ پست دارن دسترسیهاشون حذف میشه. ۲. اسمهاتون رو عوض کنید و با اسم مستعار بنویسید. ۳. کلاً وقعی ننهید. زیر همین پست همهتون کامنت بذارین ببینیم کدوم گزینه رأی میاره. لذت و جرأت روایتکردن رو به هیچ قیمتی از خودتون دریغ نکنید. |
|
Comments:
Post a Comment
|