آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, September 28, 2026 تأثیر آهن خارجی تا اینجا چیزی نبوده جز یک هفته مسمومیت و ده روز مورنینگ سیکنس با کلیهی علائم حاملگی. صبح درحالیکه رفته بودم تو آشپزخونه تُست موز و کرهی بادومزمینی درست کنم، احساس کردم از کرهی بادومزمینی و از هر کرهی دیگهای تو دنیا متنفرم و اگه تا نیمساعت دیگه عدسپلو نخورم میمیرم. عدسپلو آخه؟! چون کشمش پلویی نداشتم یه خرده کرنبری رو توی کره تفت دادم و ریختم روی عدسپلو. کرهی بادومزمینی از توی کابینت چپچپ نگام کرد. یه تیکه گوشت استیک دارم تو یخچال که تا پسفردا وقت دارم درستش کنم. فکر کردم من که ناهار نمیخورم هیچوقت، پس عصرِ دیر به جای شام استیک میخورم با مارچوبه. ناهار اما اسموتی پروتئین و بریهای یخزده خوردم. الانم که عصر دیره با یه کاسهی بزرگ سالاد اسفناج با سس انار اومدم تو تخت وبلاگ میخونم. یه مشت کرنبری و مغز کدو و پرک بادوم و یه خرده پنیر پودرشدهی فتا هم ریختم رو سالاد و یه قاشق روغنزیتون بودار. دو تا اپیزود سریال ضایع میبینم و بعد خونه رو جارو میکنم و سپس یوگای قبل از خواب. فردا صبح زود بیدار میشم میشینم پای کار. قول. آها، شام هم دلم کیوی میخواد با پوست. هر چی فکرشو میکنم میبینم اصلاً حالاحالاها دلم استیک نمیخواد. پاشم برم بذارمش تو فریزر. وقتی تو یخچاله، بار پختنش سنگینی میکنه رو شونههام. بیا و واسه استیک نپختن دیگه عذاب وجدان نگیر آیداجون. تو سرم آهنه یه جنینی چیزی بوده و تزریق شده بهم، شک ندارم. پ.ن. بیاین سریالهای گیلتی پلژرتون رو معرفی کنین. فان و رام کام و عشقی پشقی. هیچ چیزِ جدیای برنمیتابم. |
|
Comments:
Post a Comment
|