آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, October 7, 2026 هر روز بدون استثنا دارم پنج صبح بیدار میشم. میدونم چمه و مال چیه، ولی هنوز ادمیت نکردهم. هنوز نمیخوام بپذیرم و به رسمیت بشناسمش. بیدار میشم و میبینم همونجوری که مثل قاشق بغلم کرده بوده و یه دستش زیر سرم بوده و یه دستش دورم، خوابمون برده. دستی که دورمه سنگین شده. که یعنی خواب خوابه. خیلی آروم میلغزم اونورتر، که سرمو از رو دستش بردارم، که دستش درد نگیره. با اون دستی که دورم بود میکِشَتَم برم میگردونه تو بغلش. قند تو دلم آب میشه. زاناکس اثر میکنه. |
|
Comments:
Post a Comment
|